در بسیاری از سازمانها، مدیران با خود میگویند:
«کسی چیزی نمیگه، پس حتماً همه چیز خوبه!»
اما این تصور، یکی از خطرناکترین توهمها در مدیریت است.
سکوت = بیاعتمادی، نه رضایت
کارکنان همیشه حرف برای گفتن دارند:
پیشنهادهایی برای بهبود، مشکلاتی در فرآیندها، یا حتی احساساتی سرکوبشده.
وقتی این حرفها گفته نمیشوند، دلیلش نبود مشکل نیست، بلکه نبود اعتماد است. اعتماد که نباشد، سکوت حاکم میشود. و این سکوت، میتواند مثل آتشی زیر خاکستر، روزی شعلهور شود:
با استعفای ناگهانی، نارضایتی پنهان، یا حتی ترک جمعی نیروها.
خطرناکترین کارکنان، همیشه ساکتترینها نیستند؟
برخی از پرخطرترین کارکنان، کسانی هستند که هیچوقت اعتراض نمیکنند، سؤال نمیپرسند، و نظری نمیدهند. آنها در ظاهر آرام و بیحاشیهاند، اما در واقع از سازمان دلکندهاند. آنهایی که هنوز با شما بحث میکنند و نظر میدهند، هنوز امید دارند. آنهایی که ساکت شدهاند، یا در حال رفتناند، یا در حال خاموش شدن.
فیدیبک، شکستن سکوت با احترام
اینجاست که «فیدیبک» وارد میشود. با فیدیبک، کارکنان میتوانند بیواسطه، سریع و حتی ناشناس حرفهایشان را بزنند؛ بدون ترس از قضاوت یا پیامد. فیدیبک، فقط ابزار نیست؛ یک بستر امن برای گفتوگوست. سکوت را به صدا تبدیل میکند. صدا را به داده و داده را به تصمیم درست.
نتیجهگیری:
سازمانی سالم، سازمانی نیست که همه ساکتاند. سازمانی سالم، سازمانیست که همه میتونن حرف بزنن… و کسی نمیترسه شنیده بشه. اگر مدتهاست کسی چیزی نگفته، نه از رضایت، بلکه از خاموشی بترسید.